جدیدترین قالب وبلاگ


خدمات وبلاگ نويسان جوان

باران نسیم xml" title="باران نسیم" href="http://baranenasim.persianblog.ir/rss.xml" />


باران نسیم

سلام..اومدم ولى نه با حال خوب... این روزهاى سخت..نمى دونم چى بگم! فقط خدا مى دونه که من چه قدر غمگین و ناراحت بودم ... نمیتوان گفت و یا توضیح داد.. که خانواده اى عزیزشان را از دست بدهند و آن عزیز برادر همسرت باشد.. که چه قدر تلخ است.. .....و این که از ته دل بخواهى مایه تسکینشان باشی ولى ناتوان باشى.. خداوندا بعد سختى به ما آسانى رو عطا کن... من سعى مى کنم با انرژى محدودم در کنارشان حداقل آرامش را بدهم... خدا کمک کند ... آمین تلاش کنیم همیشه به یکدیگر محبت کنیم و هیچ وقت دل یکدیگر را نشکنیم دل یکدیگر را نشکنیم... چرا که... دنیا ذره اى ارزش ندارد...! محبت فقط محبت!
نوشته شده در جمعه ۱٦ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام!

باورم نمیشه که یه سال و نیم شد و من اینجا نیومدم...

زندگی و درگیریاش... خوبیاش .... سختیاش..... میگذره و در حال گذره!

زمانی بود هر روز به این جا سر میزدم... ولی الان ...

واقعا همینه که میگن هر کاری زمان و دوره ای دارد ولی من این جا رو دوست دارم  و

سعی میکنم به اینجا سر بزنم.....

به امید موفقیت و خوشبختی همه

نوشته شده در جمعه ٢ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

خیلى وقت میشه نیومدم.. دیگه مثل ٢-٣ سال پیش نمى تونم هر روز یا زود زود آپدیت کنم.. از وقتى که درسم را به تهران انتقال دادم ، هم درگیریم بیشتر شده و هم درسم که ترم به ترم سنگین تر و سخت تر میشه... پس دیر به دیر خواهم آمد... چه قدر دلم براى این جا تنگ شده بود... یاداورى خاطرات گذشته! خوبه!! از پارسال تا امسال اتفاقات زیادى برام افتاده...روزهاى خوب، روزهاى بد.. همه این روزها گذشتند... باز هم خدا رو شکر مى کنم... بعضى وقتها این قدر روزا سخت میگذره که واقعاً از خدامیخوام که صبرم بده و کمکم کنه و بعضى روزا خوش که واقعاً از خدا ممنون میشم...! تا به حال همه درسامو به خوبى پاس کردم با تلاش زیاد خودم...گرچه امتحاناتم واقعاً سخت بودند... آن اتفاق که به آیندم مربوط میشد، پیش آمد...اگرچه خیلى پستى و بلندى داشت.. خداروشکر به اطمینان رسیدم و در روز مهمى اول توکل بر خدا کردم و سپس جواب بله را گفتم... امیدوارم که همه به خواسته هاشون برسن و خوشبخت بشن و عاقبت به خیر بشن... ایشا.... خدا بخواهد دوباره برمى گردم.... :)
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

خدایا خودت کمکم کن..................!!!!!!!!
نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

بعد از یک ماه و نیم سلام!! خوبید؟ طاعاتتان قبول باشد! با این گرما و روز طولانى بودن روزه سخته نه؟ خدا هم صبر میده و هم اجر! من بالاخره شب قدر امتحانام تموم شد...و وارد تعطیلات شدم!.... واقعاً سخت بود ماه رمضان با گرما و درس خوندن.... ولى خدایا شکرت این هم گذشت...... چند روز بود مى خواستم بیام بنویسم ولى فرصت نمیشد.... که دیگه امروز اومدم و بنویسم. اسفند ٩١ امتحان مهم علوم پایه داشتم که روزهاى قبلش برام مثل کابوس بود و اصلاً امیدى به خوب دادن و قبول شدن نداشتم.... . شبانه روز مى خوندم و تست مى زدم و در حد توانم تلاشم را مى کردم و تا اینکه ١٠ اسفند آزمون را دادم نگران نتیجه بودم خیلى و به خودم امید مى دادم که قبول میشم. روز ٢٨ اسفند بود شب روزى که میخواستیم بریم مسافرت جوابا اومد و من با دلنگرانى نتیجه رو دیدم..... قبول شده بودم!!!!! یهو پریدم هوا و جیغ کشیدم که من قبول شدم همه با تعجب نگاهم میکردن و خوشحال شده بودند واقعاً خیلى لحظه شیرینى بود.... و فرداش هم به مدت ١ ماه رفتیم مسافرت پیش پدرم. خدا رو خیلى شکر میکردم و هنوزم که هنوزه با یاداوریش شاد میشم. ولى دیگه دنبال هدف هاى بزرگتر بودم و به خودم ثابت شد دست نیافتنى ها با خواست و اراده خود آدم و توکل به خداونددست یافتنى میشوند..... .بعد عید که برگشتم بدوبدو رفتم دانشگاه که خیلى عقب افتاده بودم و تا ۵ مرداد درگیر این ترمم بودم. اتفاقات مهم زیاد افتاد که یکیش به آیندم برمى گرده.... خیلى به خدا توکل کردم و مى کنم و خواهم کرد خدا خیلى مهربونه ناگهان راه رو به بنده اش نشون میده و آدمى خودش هم مى مونه که چى شد!!!!! در هر حال امیدوارم تو این روزهاى اواخر رمضان خدا کمک کنه و در راه مستقیم و درست هممون رو هدایت کنه و عاقبت همه ما را به خیر کنه....... آمین یا رب العالمین! التماس دعا
نوشته شده در شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام خوبید؟ هنوز درگیر امتحاناتم..... این که ایران به جام جهانى رفت را به همه ایرانیان عزیز تبریک مى گویم! هیچى دیگه همین! موفق باشید
نوشته شده در جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام به همگى!!!! عیدتان مبارک!!!! امیدوارم که سال ١٣٩٢ سال خوبى براى همه باشه! امیدوارم.... نوروزتان پیروز!
نوشته شده در پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

بعد ۳ ماه سلام!  تو این یک سال اتفاقات زیادی افتاد نمی دونم از کجا شروع کنم و بنویسم. مدتی وبلاگم مشکل داشت خودم هم  نمی تونستم وارد بشم! گر چه در حال حاضر باید به وبلاگم برسم ! به نظر میاد که وبلاگم برای بعضی ها باز نمیشه! سعی میکنم کمی به این جا برسم. خیلی دلم تنگ شده بود! بعضی وقتا هر روز به روز می کردم ... روزهای تنهایی،  فراغت، شادی، ناراحتی و... کلاً خیلی خاطره دارم! امیدوارم که باز هم بتونم بیام و بنویسم... ایشا... وقت کنم میام. از پارسال من به ایران اومدم و اینجا به درسم ادامه دادم مدت طولانی طول کشید تا کار دانشگاهم درست بشه گر چه  تا به الان هنوز کاملاً درست نشده و فقط ۱۰ درصد کارمونده که ایشا... آن هم درست میشه. با اومدن به اینجا خوشحالم چون هر چی باشه بالاخره وطن ماست. گر چه دلم برای اونجا که بودم تنگ میشه. ولی برای تعطیلات ۱ بار رفتم و واقعاً خوش گذشت! درسام واقعاً سنگین بودند و واقعاً وقت رسیدگی به هیچ کار دیگه ای نداشتم.خدا را شکر تا به حال امتحاناتم  را پاس کردم. اتفاق خیلی مهم دیگه ای که این روزا افتاده من برای باردوم عمه شدم و واقعاً حس شیرینیه! خدا این کوچولو برای خانوادش نگه داره! آمین. ما الان در اواخر اسفند ۹۱ هستیم و ۵ روز مونده تا با ۹۱ خداحافظی کنیم و به ۹۲ سلام کنیم.  امیدوارم  امسال سال پربرکتی برای همه بوده باشد! پیشاپیش نوروز ۹۲ رابهتون تبریک میگم. شاد باشید
نوشته شده در جمعه ٢٥ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |


Design By : Night Skin