جدیدترین قالب وبلاگ


خدمات وبلاگ نويسان جوان

باران نسیم xml" title="باران نسیم" href="http://baranenasim.persianblog.ir/rss.xml" />


باران نسیم

سلام خوبید؟ می دونم که خیلی دیر اومدم،همین که اومدم غنیمته!! شب یلداتون مبارک! پیروز باشید ;)
نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

چه قدر امشب دلم گرفته......... می خوام فقط گریه کنم.......... خدایا خودت کمکم کن..........
نوشته شده در دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام خیلی وقت شد که ننوشتم! ترم که می رسه درس ها که شروع می شن دیگه فرصت اپیدن و به روز کردن کم میشه!از ۱۰ شهریور یعنی ۱ سپتامبر کلاسام شروع شد.این ترمم واقعآ سنگینه و فرصت کار اضافه ندارم. ولی همچنان کلاس روسی ام پا برجاست که از درس های دانشگاهم است.هفته پیش می خواستم وبلاگم را به روز کنم ولی یهو کاری پیش اومد و نشد فقط روزهای شنبه و یکشنبه می تونم درست و حسابی به نت سر بزنم. اینجا ظهرا مثل تابستون و شبا مثل زمستون! واقعآ هیچ کدوم را نمیشه تحمل کرد!  ۵شنبه ها برنامه مسجد و دعای کمیل همچنان پا برجاست و سعی کردم با وجود خستگی از دانشگاه آمدن مسجد را برم. امروز یعنی شنبه روز جهانی کودک بود امیدوارم که تلویزیون برنامه های جالبی گذاشته بوده باشد!یادش به خیر وقتی بچه بودم در این روز که معمولآ روز جمعه بود از صبح تا شب پای تلویزیون می نشستم و کارتون های زیبایش را می دیدم! ۸روز پیش  روز ولادت حضرت معصومه (س) ، روز دختر بود که در مسجد برنامه بود و در این روز فقط تبریک شفاهی گفتند!خیلی ها یادشان نبود که البته حق میدم چون هنوز خیلی مرسوم نشده و فقط در تقویم نوشته شده است. پدرم در این روز کادوی زیبایی دادند که هیچ وقت فراموش نمی کنم.(اصلآ برای من مهم کادو نبود بلکه فقط تبریک شفاهی مهم بود!) امروز هم ولادت حضرت امام رضا (ع) بود و باز برنامه در مسجد! خیلی شلوغ بود بچه ها خیلی زیاد بودند و شلوغ میکردند! اول تلاوت قرآن کریم بعد نماز و سخنرانی و هم خوانی گروه تواشیح و در آخر شام بود. این گروه تواشیح عالی خواندند و من خوشم آمد!وقتی برگشتیم با خودم گفتم هر چه زودتر بیام و اپ کنم. دوستان اگر دیر به وب هایتان سر زدم و یا نزدم به بزرگی خودتان ببخشید:) راستی ولادت حضرت امام رضا (ع) بر همه شما مبارک! موفق و پیروز باشید! :)
نوشته شده در یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام امروز روز آخر ماه مبارک رمضان است! چه قدر روزها زود گذشت.... امیدوارم این رمضان را رمضان آخر قرار ندهد! دم سحر دلم خیلی گرفته بود آخه چرا این قدرزود؟ درسته که شاید واقعاً روزه سخت بود و موقع افطار همه بی حال میشدیم ولی باز خدا رو شکر می کردیم که تونستیم. حالا که داره تموم می شه تازه داریم قدرشو می دونیم ! انشاا... نماز روزه های همه در درگاه خدا قبول باشد. خدایا حاجت های همه را روا کن! پیشا پیش عید فطر رو به همه تبریک میگم. پیروز باشید و سربلند!
نوشته شده در سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام خوبید؟ نماز روزه هاتون قبول باشه!  چند روزی هست که برگشتم این جا.تقریباً هر شب میریم مسجد نماز و افطاری و سخنرانی ! خوبه خصوصاً نماز اول وقت! چون اگر قبل افطار نخونم می مونه یه ربع قبل قضا شدن!آخه بعد افطار سنگین میشم و هیچ کاری نمیشه کرد و عذاب وجدان میاد سراغم! ۵ شنبه شب همه اینا بود + دعای کمیل!خیلی خوب بود. وقتی که برمی گردیم به دو میرم سراغ تلویزیون تا سریال های ماه رمضان رو ببینم،گر چه بعضیاش شاید قشنگ نباشه ولی بالاخره سریال هستند دیگر! ولی ۵کیلومتر تا بهشت و سقوط یک فرشته رو دوست دارم!شما هم می بینید؟یا دوست ندارید؟  شب های احیا معمولاً افطاری ندارند دیرتر شروع می کنند و بعدش بعضیاشون سحری می دن.دیشب جوشن کبیر خوندیم این دعا علی رغم طولانی بودن خیلی قشنگه و آهنگ خاص کلمات آرامش می ده. امیدوارم که توی این شبای عزیز همه ما حاجت هامون رو بگیریم و بیاییم برای همدیگر دعا کنیم که ان شا ا... پرونده عمرمون تا سال بعد توی این شبا پر بار و خوب باشه. آمین یا رب العالمین شاد و پرقوت باد
نوشته شده در یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام علیکم! عبادات و طاعاتتون قبول باشه! ما تو این روزا یه مهمونی هایی داشتیم.خیلی سخت بود! خود ما هم روزه!ولی واقعاً خدا در اون لحظه  قدرت خارق العاده به آدم میده همه داشتند افطار می کردند مامان به من گفت که انگار نه انگار که روزه ای گفتم آخه  به همه برسیم وقتی خیالم راحت شد افطار کنم. وای اینقدر تشنه ام بود که حد نداشت!بدبختانه چای خیلی داغ دستم بود هی میخواستم تند بخورم ولی نمیشد و  عصبانی شدم از داغیش!و جاتون خالی که هم زبونم و هم سقف دهانم سوخت در حدی که نمی تونستم حتی غذا بخورم! ولی از گرسنگی غذا هم می خوردم!اما جز چند قاشق نخوردم!جمع کردن سفره افطار هم که کار ۱۰ نفره سخت بود که خوشبختانه همه کمک کردند! و خدا را شکر که همه چیز به خوبی انجام شد! امیدوارم که خداوند حاجت های همه را برآورده کند! آمین
نوشته شده در جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام  خوبید؟نماز و روزه هاتون قبول باشه!میدونم که توی تابستون روزه گرفتن سخته ولی خدا قدرت خاصی به آدم میده و کمکش می کنه.و عوضش موقع افطار چه لحظه ی شیرینیه سختیت به پایان میرسه!و خدا رو شکر میکنی که یک روز دیگر هم تونستم! امیدوارم که خدا به همه قدرت روزه گرفتن رو بده و حاجت های همه رو بده! برادرزادم رفت مسافرت! و ما تنها شدیم!ولی امیدوارم که هر جا باشند سالم و سرحال باشند! بعضی وقتا خیلی سرحالم ولی بعضی وقتا حوصله هیچی رو ندارم! نمی دونم چرا؟ خب شاید نتیجه روزه باشه و احتمالاً همه این طور میشن.خدایا خودت کمک کن و دعاهایمان را مستجاب کن! الهی آمین
نوشته شده در شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام خوبید؟ فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ،ماه مهمانى خدا،ماه برکت و رحمت الهى مبارک! امیدوارم که هر حاجتى دارید خداوند متعال براورده کند. التماس دعا پی نوشت : سر کار خانوم دختر شاه پریان عزیز هر چه به وبلاگ شما میام و کامنت میزارم ثبت نمیشه. من حزب ۹-۱۰ رو بر میدارم.مرسی
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |


Design By : Night Skin