خاطرات عکس دار

سلام.دنبال فرصتی مناسب بودم تا عکسای سفر را براتون بزارم که پیش نمی اومد ولی امروز شد.اوه

تاشکند:

اینجا به پارک بزرگش رفته بودیم که مثل شهربازی بود وقت ورود یه دفه پول را میدادی و میتونستی بدون پول همه وسایل رو سوار شی. که این هم قسمت قایق سواری بود.

اینجا هم بنای قدیمی بوده و کمی بیشترش را اضافه ساختند.تو این عکس لک لک میبینید که رو چمنه که کنارش تو آبی ماهی گذاشتند!برای تغذیه لک لکها! من تا حالا این طوریش رو ندیده بودمتعجب

این سنگه مدرسه بودن اونجا را نشون میداد.

اینجا اسم شهر:شهر سبز است که این بنای قدیمی را داشت.و ما به علت خستگی در راه شب را آنجا بودیم و اینطور شد که شهرو دیدیم.

بخارا:

این هم مجسمه.

وسط شهر بخرای قدیم رو یه استخر بزرگ بود که شبا با چراغهای مختلف خیلی قشنگ میشد!وقبلآ اینجاها شتر راه میرفته.یعنی کوچه بازارهای قدیمی.آخه الآن بخارا ٢تا شده قدیمی و جدید که داره بزرگتر هم میشه.

این هم همونه ولی درختی که در آن میبینید درختی ٣۵٠ ساله است!

و اینم مدل ابرشون!نیشخند

این هم از عکسای سفر.امیدوارم که خوشتون بیاد!

چشمک

 

 

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
نازلی

سلام شبنم جون ، خوبی ؟ بالاخره عکس ها رو گذاشتی [نیشخند] مرسی [بغل] میگماااا آسمونشون هم خوشگله اما به پای آسمون ما که نمیرسه [پلک]

دختر شاه پریون

چقدر قشنگ بودن! بیخود نبود حافظ می گفت: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را/ به خال هندویش بخشم "سمرقند" و "بخارا" را!![چشمک]