اول تیر ٩٠

سلام

۱ تیر امسال برام جالب شد.توش چند اتفاق هر چند کوچک پیش اومد!

یکی که چند روز بود اومده بودم ولی اصلا'' اتاقمو جمع نکرده بودم و بالاخره این طلسم شکست!

حوصله نداشتم کم کم حوصله دار شدم!!

مهمون داشتیم و من حسابی کمک کردم.و از خودم راضی شدم!

وشب شام بیرون دعوت داشتیم جای خوش اب و هوا!که ازقضا اون شب خیلی گشنم بود!توی فضای باز بود که شام

 میخوردیم یکهو صدای رعدوبرق اومد ودر نتیجه بارون اول نم نمک بود گفتیم بشینیم خوبه ولی بعد شد شر شر و کامل   داشتیم خیس میشدیم و رفتیم یک قسمت دیگه که سر پوشیده بود!باقی شام هم خوردیم و بعد به خانه بازگشتیم

برادرزاده عزیزمو دیدم و خانوادگی با نی نی کوچولو بازی کردیم حدود ۱-۲ ساعت!و خیلی خوب بود.

و در اخر ساعت ۳ بامداد به خواب رفتیم.

این بود ۱ تیر ماه اول تابستان!

/ 0 نظر / 7 بازدید